احمد عزيزي شاعر "كفشهاي مكاشفه" مدتي است كه در حال اغماست و در يكي از بيمارستانهاي كرمانشاه بستري است.سروده هاي او ، به ويژه آنها كه از جنس شطحيات است بسيار دلنشين و زيباست . سيل گل سرخ ، واژه نامه ابدي ، نافله ناز ، روياي رؤيت ، از ولايت باراني ، رودخانه رويا ، خورشيد از پشت خيزران ، ترجمه زخم و ... از ديگر آثار اين شاعر تواناست.

نوشته هاي زير را از كتاب "سيل گل سرخ" انتخاب كرده ام :
"دلم می خواهد رمانی بنویسم به نام گل سرخ ، رمانی که قهرمان آن قاصدکها باشند، رمانی که شخصیت های اصلی آن از نسل زیباترین نرگس های جهان باشند،شخصیتهایی مثل شقایق ساده ،قهرمانانی سرخ تر از نسترن ها ...."
" يكي دو ساعت است كه با مطلع يك غزل ور مي روم ، دلم از هرچه وزن است به هم مي خورد ، دنبال بي وزني ام . واقعا دلم مي خواهد در لامكان قدم بردارم و در لازمان پرواز كنم. هواي شرجي ، شطح خيزي است .دلم مي خواهد خود را به شط شطحيات بيندازم..."
" همه ، در يخبندان زندگي خود درجه زير صفر گرفته ايم . همه ، ماده هاي اصلي عشق را به تبصره فراق گذاشته ايم ، انضباط عاشقانه ما صفر است و زنگ تفريح را به بطالت بازي مي گذرانيم : بازي با بره هاي بيهودگي ، بازي در چمن هاي موهوم و با توپهاي نامرئي ، بازي با تيله هاي گمشده خاطرات در كوچه هاي كثيف نفس و لب تالابهاي سياه روزمرگي.
روزي يك پاكت تخمه ترديد مي شكنيم . روزي بيست نخ آواز قناري دود مي كنيم.سايه درختان را هدر مي دهيم . بوي گلها را فراموش مي كنيم..."
در آستانه سال نو و فصل بهار سلامتي اين هنرمند ارجمند را از پروردگار توانا خواستارم.