تیزرهای تبلیغاتی بانکهای دولتی همواره میزان قابل توجهی از زمانهای پخش آگهی صدا و سیما را به خود اختصاص داده اند.
در سالهای پیش اکثر این تیزرها شبیه هم بود .در ابتدا معمولا چند نما از فضای داخلی بانک شامل گچ بری های سقف - دیوارها- پنجره ها – گلدانها و پیشخوان مرتب وتمیز با چند خودکاراتفاقا سالم که با طناب یا زنجیربسته شده اند ، نمایش داده می شد. در ادامه تصاویری از باجه های شلوغ- مشتریان فراوان در سن و سالهای مختلف و جملگی بر حسب اتفاق، خوش تیپ - چند بسته ای اسکناس (معمولا دوهزار تومانی ) به نمایش در می آمد و سپس اشیایی مثل پراید – گردنبند طلا- کلید یک باب منزل مسکونی– آبگرمکن - بلیط هواپیما – النگو طلا- جاروبرقی – ماکسیما – سکه - پتو و غیره در گوشه های صفحه ی شلوغ تصویر چرخ می خوردند وبالا و پایین می پریدند... و در آخر داستان هم صدایی به گوش می رسید که هموطنان عزیز را علی الدوام به "نیک اندیشی " و عمل خیر دعوت می کرد.و جالبتر آنکه یک صدای واحد در همه ی این تیزرها مسئولیت خطیر دعوت هموطنان به نیک اندیشی از طریق سپرده گذاری ، را بر عهده داشت وبه شکل کاملا اتفاقی در تبلیغ هر بانک آنرا بهترین و مطمئن ترین انتخاب می خواند.
اوج ابتکار و خلاقیت در آن آگهی ها نوع و مقدار جایزه بود که اغلب از ترکیب پارامترهای دستگاه اندازه گیری "متریک" شامل مقیاسهای طول ، جرم و زمان با واحدهای پولی دوگانه یعنی ریال و تومان بدست می آمد.هزاران کیلومتر اسکناس شصت تومانی دهها کیلوگرم اسکناس دوازده هزار ریالی (هم وزن برندگان خوشبخت!) و هر چند هزار تومان در چند روز یک امتیاز...
مدتی هم نرخ سود سپرده گذاری و اعطای یک درصد سود بیشتر نسبت به رقیب موضوع اصلی اکثر تیزرها بود وعمدتا این مطلب ، توسط یک آقایی چشم سبز و نسبتا شیک پوش، به استحضار عموم می رسید . شخص یاد شده آنقدربه درصد سود بانکهای مختلف افزود تا آنجا که بانکها داشتند از پرداخت سود زیاد بیچاره می شدند .
ضمناً در زمان پخش آن تیزرها صاحبان محترم حرف ومشاغل از خدا خواسته در اقداماتی یک جانبه با تعلیق فوری کسب و کار و فروش کارخانه ها زیر قیمت (شاید به دلیل مسافرت) ، اقامت در منزل و ارتزاق از طریق کسب سود سپرده گذاری را در دستور کار خود قرار می دادند و این روند داشت کرکره تولید و صنعت را- تا اطلاع ثانوی- پایین می کشید...
این روزها ظاهرا در تبلیغات بانکها نمایش آن فضای تکراری و مشابه کمتر شده است و نمونه هایی از اجازه ی بروز خلاقیت و استفاده از قالبهای جدید در آگهی های بانکهای دولتی دیده می شود.اما هنوز اعطای جایزه محور اصلی این برنامه هاست.
به راستی غیر از اعطای جوایز فله ای (کیلویی) ، راه دیگری برای جذب و حفظ مشتری وبه تبع آن تبلیغات، نیست؟
آیا مردم از بانکهای دولتی فقط جایزه های آنچنانی و سود بیشتر می خواهند؟
...؟