تبليغاتX
کفشهای مکاشفه - مخاطب در آگهی های تلویزیونی

رقابتی که امروز در اغلب رسانه ها در جذب آگهی و جود دارد موجب ایجاد تنوع و پیدایش روشهای جدیدی در ابعاد مختلف و حوزه کار رسانه ها و تبلیغات گردیده است. در فرایند پذیرش و انتشار آگهی ها عوامل متعددی نقش دارند و در این چارچوب اهداف مشخصی را دنبال می کنند.در انبوه آگهی هایی که در انواع رسانه ها منتشر می شود دغدغه اصلی آگهی دهندگان امید به "دیده شدن" است که به توجه و تصمیم و خرید و رضایت و به اصطلاح به "ثمر" بیانجامد.شرکتها و مشاوران تبلیغاتی هم در تلاشند که پیامهای صاحبان آگهی ، و تولیدکنندگان کالاها و خدمات  را به لطائف الحیل در زمان و مکان و شرایط مناسب به مردم برسانند و دغدغه اصلی آنها "تاثیر" است و برای رسیدن به آن، با ترکیب دانش و هنر و خلاقیت از انواع تکنیکها و جاذبه ها و ... استفاده می کنند.رسانه بستر اصلی این تلاشهاست و نقطه ایست که " اثر " مورد انتظار مشاور تبلیغاتی با "ثمر" مطلوب آگهی دهنده پیوند می خورد و رسانه نیز در کنار سایر برنامه ها و اهدافی که دارد از این امر منتفع می شود.طبیعی است که در این چرخه شلوغ، رسانه هم بدنبال "حضور" در زندگی مردم است تا بتواند مخاطب خود را به آگهی دهندگان و شرکتهای تبلیغاتی  بهتر و با قیمت بیشتری"اجاره" دهد. رسانه ها به شیوه های زندگی و نحوه انتخابها و نیازها و خواسته های مخاطب بیشتر توجه می کنند و تبلیغات هم به تدریج به مکان و زمان خرید و فروش نزدیک و نزدیکتر می شود.مخاطب نیز در جستجوی پاسخ به علاقمندیها و نیازهای مربوط به خود است و در این رهگذر با گذشت زمان آگاهی ها و انتظارات خود را ارتقا می بخشد .رقابت رسانه ها هم به تعبیری "سواد رسانه ای" او را بیش از پیش بالاتر می برد و در نتیجه  آن "حضور" مطلوب رسانه ها روز به روز دشوار تر می شود.امروز احترام به حقوق ، علاقمندیها ، سلیقه ها و نیازهای مخاطب از سوی سایر نقش آفرینان این چرخه پذیرفته شده و حتی برای ایجاد و بهبود مشارکت با مخاطب به اشکال مختلف تلاش می شود . هر گاه این احترام و حقوق از سوی مخاطب کمرنگ دیده شود آگهی هم برای او اگر نگوییم مزاحم حداقل بی تاثیر است.رسانه ها می کوشند که میان آگهی ها و محتوای برنامه ها و مطالب خود تناسب و تشابهی برقرار کنند.بعنوان مثال در موتور جستجوی اینترنتی گوگل ، آگهی در ارتباط با نیاز و جستجوی مخاطب در منظر او قرار می گیرد و درعین حال که برای مخاطب تشخیص آگهی از محتوا کاملا ممکن است ، آگهی نه تنها مزاحم نیست بلکه می تواند به راهی سریع و مناسب برای کمک به حل مشکل مبدل شود.
شاید در تلویزون هم بشود چاره ای اندیشید که مثلا در هنگام پخش یک میزگرد پیچیده فلسفی ، تیزر"قل قل نمکی "رشته افکار مخاطب را پاره نکند و آگهی ها بتوانند متناسب با موضوع انتخاب بشوند .چنانچه اطلاعات  محتوایی برنامه ها و زمان پخش دقیق آنها چند هفته قبل در اختیار شرکتهای تبلیغاتی قرار گیرد ، امکان برنامه ریزی صحیح و اثر بخشی بیشتر تبلیغات فراهم می شود و وفاداری مخاطب را به رسانه بیشتر می کند.


تهران امروز در مطلبی جالب با عنوان بحران مخاطب در آگهی های تلویزیونی" به بررسی بعضی از روشهای تبلیغ در تلویزیونهای مختلف جهان پرداخته و در پایان طی هشداری به بخش بازرگانی تلویزیون لزوم توجه بیشتر به مخاطب و کاستن از هجم تبلیغات تلویزیونی را یادآور شده است .نکته ای که نباید از آن غافل ماند این است که روشهای جدید تبلیغ تلویزیونی که مورد اشاره ی نویسنده مطلب فوق قرار گرفته و غیر مستقیم به عنوان الگویی برای حرکتهای مشابه معرفی شده ، همچنین توجه وافر به برنامه های مشارکتی و حضور اسپانسرها و حتی ارائه تبلیغ به اشکال غیرملموس که برای مخاطب امکان تفکیک آگهی از محتوا سخت باشد، تا چه اندازه بر معیارهای اخلاقی و حقوقی استوار است و در دراز مدت چه نتیجه ای خواهد داشت؟

نوشته شده توسط ش.ا در |