تبليغاتX
کفشهای مکاشفه - بازار سنتی و بازار مدرن از منظر اخلاق
  متن زیر بخشی ازنوشته ای است که به عنوان تکلیف درس" اخلاق در تبلیغات" با موضوع مقایسه مولفه های اخلاقی بازارهای سنتی و مدرن در کلاس درس آقای دکتر الویری ارائه کردم.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

ایستادن در برابر نمای شیشه ای یک فروشگاه از نوع مدرن شاید نقطه ی شروع خوبی برای تامل در خصوص ویژگی های اخلاقی بازار سنتی و مدرن نباشد.به ویژه وقتی در اثر شکست نور ، نمای ساکن و محض سالهای نه چندان دور ، جای خود را به انعکاس مبهم تصویر رهگذران و سایر ساختمانها و اجزاء دیگر بازار می دهد.جایی که تصویری از خود در زمینه اشیاء و اجناس پر زرق و برق داخل ویترین ، انگاره هایی را با بیننده و خریدار به اشتراک می گذارد و سعی می کند معانی جدیدی را خلق یا بازنمایی کند . اما افقهای دور هم نقشی انکار ناپذیر در پیدایش توفیقات بشری داشته اند . وسعت چشم انداز پیش رو برای نگاه ، کریمانه ، اسباب پرواز خیال و مجال بهتر و عمیقتراندیشیدن را فراهم می کند. شاید ، رمز و رازنهفته در شیشه های بلند نمای بیرونی مغازه های امروزی ایفای چنین نقشی است.

چنین تاملی در گذشت زمان به نوعی اضطراب آور هم هست چراکه ابژه های نسلی خاص ما را دگرگون می کند و تفسیرهای ناخودآگاه و مشابه موجود نسبت به تجربه ها ی همسالان ما را به تدریج در اقلیت قرار می دهد.

وقتی که همرنگ شدن با جماعت به سختی میسر است ، تاکید بر تفسیرهای تجربی مشترک و حس نوستالوژیک مطلوب ،گریزی از این اضطراب تعبیر می شود.آنگاه شاید جستجو برای یافتن جماعتی همرنگ چاره ساز جلوه کند.علی القاعده چنین دیدگاهی می بایست این نوشته را به سوگنامه ای برای اخلاقیات در بازار مدرن تبدیل کند.اما رعایت اخلاق و آموزه هایی که کلاس درس و نیت انجام چنین تکلیفی بر آنها استوار است ،مدیحه سرایی در وصف بازار سنتی و قرائت فاتحه برای اخلاقیات در بازار مدرن امروز را بر نمی تابد.بدین سبب در نوشتن این صفحات در حد بضاعت کوشیده ام که ذکر ویژگی های بازار مدرن مصداق مثل" بافتن در تاریکی و نشانه گرفتن در سیاهی" نشود .

ذکر این نکته هم لازم است که در این ایام انتخاب یک بازار در گستره ای جغرافیایی خاص ، که بتوان آنرا بازار سنتی اطلاق نمود ، کار بسیارمشکلی است.بدلیل کثرت نشانه های متضاد ، حتی درجایی مثل بازار بزرگ تهران هم شاید مفهوم سنتی بودن ، تنها در معماری خاص آن متجلی باشد.آداب ، روشها و روابط حاکم بر بازارها دستخوش تغییرات مدرن قرار گرفته است .در این شرایط شاید یافتن یک فرد بازاری سنتی سهل تر از تعمیم این مفهوم به خود بازار باشد.لذا در این قیاس از خاطراتی که از بازارهای سنتی در ذهن مانده است بهره گرفته ام.

بازار مدرن هم می تواند یک مجتمع تجاری مثل پاساژ ونک در جغرافیای بزرگ تهران باشد.

مقایسه مولفه های موثر بر اخلاق دربازارهای سنتی و مدرن :

بازارهای سنتی عموما به شکل حجره هایی کوچک و بزرگ در کنار هم و در امتداد یک راه نسبتا باریک و بعضا مسقف شکل می گرفت.نزدیکی و مجاورت حجره ها و آرایش مغازه های روبروی هم در چنین فضایی ، از آن یک " کوچه ی مهربانی" می ساخت و ارتباط و صمیمیت بیشتری بین اهالی بازار ایجاد می کرد. رفت و آمدهای بازاریان اغلب به شکل پیاده بود و در مسیر رفتن به محل کار ، بازاریان ضرورتا با همکاران و مشتریان مواجه می شدند و احوالپرسی و سلام وعلیک گرمی بین آنها رد و بدل می شد.معاشرت بیشتر و کسب خبر از احوال دیگران ، نکته ای اخلاقی است که به مدد شکل و فرم خاص بازار قوت می گرفت.

در پاساژها و مجتمع های مدرن امروز و طی کردن طبقات با آسانسور و عبور از مسیرها با اتومبیل و فراخی محیط بازارها ، گاه آنها را به شکل جزیره هایی مستقل از هم در می آورد که آن " همسایگی " را کمرنگ می کند و از معاشرت بین همکاران بازار می کاهد.اما حسن سبک و سیاق معماری بازارهای مدرن ، توجه به وقت و آسودگی مشتری و کاستن از خستگی و سردرگمی او در بازار است.

در بازارهای سنتی فضای بیرونی و درونی مغازه ها و حجره ها با کرکره و یا دربهای چوبی و آهنی از هم جدا می شد و آن چه امروز بعنوان ویترین می بینیم خیلی رواج نداشت.مشتری برای دیدن کالا به داخل فروشگاه وارد می شد و بی هیچ واسطه و پردازشی با شکل واقعی کالا مواجه می شدو برای خرید یا عدم خرید تصمیم می‌گرفت.اما در بازارهای جدید چیدمان دکور و نورپردازی و به اصطلاح بازاریان "ویترین زنی" یک فن و تخصص ویژه است. ارزش این تخصص ، مهارت در بکارگیری گاه سحرگونه ی نور و رنگ و ترکیب بندی کالا و دکور در جذابیت بخشیدن بیشتر به آن است که از منظر اخلاق مطلوب نیست.

مورد دیگر وجود نوعی غرور و خودشیفتگی در میان معماری سنتی بازار است که بر اساس آنچه که خود می‌خواهد و می تواند شکل می گیرد که در این قیاس در بازارهای جدید که مطابق با نیازها و راحتی مشتری بنا می شود بیشتر نمایان می شود.بعنوان مثال پیش بینی فضایی خاص برای استراحت و حتی بازی و تفریح برای کودکان در بازارهای جدید ، تقدم راحتی و آسایش دیگری نسبت به خود بعنوان یک ارزش اخلاقی را بازنمایی می کند.

تقسیم بندی جغرافیایی /طبقاتی بازارها ویژگی دیگری است که در بازاریابی جدید ، با موضوعیت اصل تمرکز بر بخشهای خاص بازار پیشنهاد و اجرا می شود. نتیجه ی این امر شکل گیری مفاهیم جدیدی از بازارهاست که یک مجتمع یا یک فروشگاه را به صاحبان ثروت و قدرت اختصاص می دهد و خرید از چنین مکانی را به نشانه ای از تمول خریدار و اسبابی برای تفاخرتبدیل می کند ، به طوری که حتی ورود به این فضا برای مردمی با توان اقتصادی محدودتر ،همراه با نگرانی و تشویش و شرمساری است.این همان موردی است که " از کجا خرید کردن"مهمتر از چیستی و چگونگی خودکالا تصویر می شود.این همان معنای مطلوب بازار مدرن است.معنایی که متعاقبا در جریان این نشانه ها وارد می شود.

سکوت و سادگی دکور و معماری بازارهای سنتی نشانی از صلابت وسر به زیری و قناعت بعنوان ارزشهای اخلاقی است که در قیاس با دکورهای شلوغ فروشگاههای مدرن و موسیقی تند و بلندی که برای جلب توجه پخش می کنند نمود می یابد.گویی بازار مدرن از این حیث ، خصیصه ای را که فاقد آنست در سطح جبران می‌کند.سادگی عجیب بعضی از دکورهای جدید هم با تجمل و گران بودن و مرغوبیت ویژه ی اجزای سازنده اش و با" تک بودنش" جبران می شود.

انتخاب اسامی و سردر مغازه های بازار سنتی هم جالب توجه است : "چلوکبابی معراج" ،" خشکبار تواضع" ، "خیاطی صداقت" ، "کتابفروشی خرد" و ... شبرنگهای زرد و نارنجی رنگ برآمیخته به قند پارسی و با خط ساده ی نستعلیق ، بر سردر مغازه ها ، ارزشهای اخلاقی را فریاد می زنند. دکوراسیون داخلی ، اغلب با تمثال ائمه معصوم (ع) و ذکر اشعارشعرا و آیات قرآن و احادیث و اندرزهای حکیمانه و اخلاقی مزین می شود.

این خصیصه در بازارهای جدید کمتر مشاهده می شود.

به کارگیری دوربینهای مداربسته و انواع سیستمهای حفاظتی و مراقبتی در ساخت بازارهای جدید به هر شکل که "پاییدن دائم مشتری" نام گیرد ، نشانه ای از عدم اعتماد عمومی در سطح جامعه است که عادی شدن آن، منجر به ایجاد انعکاس فزاینده ی این امر در سطح جامعه می شود. ضمن آنکه نمای شیشه ای فروشگاهها که امکان زیر نظرگرفتن حالات ناخودآگاه مشتری از داخل و تدقیق در چهره ی او را برای فروشندگان فراهم می کند ، می‌تواند بعنوان یک اثر سوء بر اخلاق دربازار جدید مطرح شود. از این منظر بازارهای سنتی اخلاقی تر عمل می‌کنند.

مجاورت بازارهای سنتی با اماکن مذهبی نیز در حفظ وگسترش اخلاق در آن محیط تاثیر شگرفی داشته است.

مقایسه مولفه های موثر در اخلاق از نظر کالاهای موجود در بازار :

در فروشگاههای و پاساژهای مدرن ، کالاهای لوکس و تجملی و غیر ضروری به وفور یافت می شود که در تعبیر و در کلام عامه «زلم زیمبو» و در مورد خوراکیها «هله هوله» نام گرفته است.

وقتی که کالای مدرن در نقش نشانه ارزشی فراتر از سودمندی می یابد یا در آن هنگام که با هم آوایی یک مجتمع تجاری در بنیان نهادن یک « مد » کارکرد کالا از زشتی و زیبایی فراتر می رود ، کم توجهی به اخلاق نمایان می شود.

نکته ی مثبت بازار مدرن از حیث اخلاق ، توجه خاص بازار مدرن به بهبود بسته بندی کالا ها و کاستن از مخاطرات و صدمات و تسهیل حمل و نقل برای مشتری است. وفور کالاهای متناسب با درآمد و نیازهای مشتری و افزایش حق انتخاب و کیفیت بالاتر اجناس و مجموعه تلاشهای بازار مدرن برای ارتقای کیفیت زندگی هم می تواند به مجموعه ویژگی های بارز اخلاقی بازار مدرن اضافه شود.

مقایسه ازلحاظ اداره امور و تعاملات بازار و از منظر اخلاق :

یکی از درخشانترین ویژگیهای بازارهای سنتی کشور ما ، شکل گیری کانونهای صنفی مبتنی بر سنتهای تجربی با توجه به جایگاه و حرمت اعضای قدیمی تر بوده است.این کانونهای صنفی آرایش اقتصاد و تحرکات مالی بازار را کنترل و هدایت می کردند و با تدابیر آنها کلیت بازار از بحرانها و نوسانات معمول ، ایمن نگاه داشته می شد.

این کانونها در صورت بروز مشکلات با اتخاذ روشهای اخلاقی مبتنی بر «ریش سفیدی » یا « گرو گذاشتن ریش» از اعضای بازار حمایت می کردند و بعضا در مشکلات مالی و اتفاقات پیش آمده برای هریک از اعضاء از ورشکستگی و زمین خوردن آنها تا حد ممکن جلوگیری می کردند.در هنگام بروز اختلافات و درگیریهای معمول نقش بی بدیل ریش سفیدان ، مانع گسترش دامنه اختلاف و نا آرامی و خصومت می شد.

توجه خاص بزرگترهای بازار به بیماری ها و مشکلات همکاران ، پیش قدم شدن درعیادتها و کمکهای جمعی ، حرکتهای خودجوش در کمک به ازدواج جوانان و پیوندها و مناسبات خانوادگی در بازار و برگزاری مراسم مختف مذهبی و ملی موجب گسترش روح همکاری و کمتر شدن اختلافات و افزایش صمیمیت بین همکاران بازار می شد.بازار سنتی برای مردم قابل احترام بود و اخلاق حاکم بر بازار در اخلاق عمومی جامعه انعکاس می یافت.

به مدد کانونهای صنفی ، خود تنظیمی در بازار قانون نانوشته ای بود که همه ی اعضاء را به رعایت مواردی ملزم می کرد به گونه ای که کمتر به دخالت نهادها و محاکم رسمی نیازی احساس شود.تقویت کرامت و مرتبت انسانی نتیجه ی چنین امری است.

در بازارهای مدرن امروز ، روابط این کانونهای صنفی بیشتر مبتنی بر تعاریف رسمی و حقوقی است. اگرنخواهیم بی اطلاعی اعضای بازارهای جدید از هم را بپذیریم ، بی تفاوتی و بی خیالی نسبت به مشکلات دیگری که در تعابیر جامعه شناسان « بی اعتنایی تماشاچی» اطلاق می شود باز هم مرتبط با حوزه ی اخلاق است.آنجا که زمین خوردن یک عضو حاوی مطلب جدیدی نیست و چون مشابه آن اتفاق را بارها دیده ایم پس بگذریم یا دیدنمان را انکار کنیم یا ببینیم برای اینکه تعریف کنیم!

در این میان نکته مثبت اخلاقی دیگر که در بازارهای مدرن قابل اشاره است کاهش غور و تفحص در زندگی خصوصی افراد است ، آن چیزی که درگستره ی فضولی و سرک کشیدن معنی می یابد.

بهبود رفتارفروشندگان و رعایت حال مشتری و ادب و احترام فزاینده ی مرسوم در بازارهای مدرن در حیطه اخلاق از نکات مثبت شکل جدید بازارهاست.غرولندها و تلخی های ناشی از آوردن کالاهای مختلف به عرصه ی انتخاب مشتری در بازارهای سنتی در مقایسه با کمکهایی که در بازارهای جدید به مشتری می شود و تشکرها و دولا و راست شدنهای مکرر در مقابل خریدار شاهدی بر این مدعاست.

توجه به ارزشهای دینی و انجام فرائض مثل نماز اول وقت ، تقید به روزه داری و پرداخت خمس و زکات و کمک به مراجعین مستمند در بازارهای سنتی نمایانتر بود.

ساعات کار بازار سنتی و حضور در محل کار در ساعات اولیه صبح ، و نقش آن درنشاط و شادابی فرد و جامعه جالب توجه است و همچنین ساعت پایان کار قبل از غروب آفتاب و توجه بیشتر به خانواده و فرزندان و امکان بازدید از اقوام در ساعات فراغت هم در گستره ی ارزشهای اخلاقی برتر قرار می گیرد.

احترام به « دشت اول» و ذکر نام خدا و خواستن برکت برای خریدار که از خصوصیات کسب و کار در محیط سنتی است در بازارهای جدید به مرور کمرنگتر می شود.

در بازارهای سنتی به دلیل بافت خاص اجتماعی آن ، رعایت حجاب توسط بانوان مشهود تر به نظر می رسید . مخاطرات و آسیبهای مربوط به بحث حجاب در مراجعین و همچنین استفاده از ویژگی های جنسیتی کارکنان بازارهای مدرن درامر فروش در این زمینه نگرانی هایی را به وجود آورده است.

نکته ی مثبت بازارهای جدید توجه ویژه به استعدادها و قابلیتهای فراوان بانوان و بکارگیری و جذب این نیروها در بخشهای مختلف کاری و مدیریتی بازار است و تبعات مثبت این امر در اخلاق و تعالی فردی و اجتماعی بی نیاز از توضیح بیشتر است.در این خصوص توفیق بازار مدرن نسبت به بازارهای سنتی بیشتر به نظر می رسد.

نتیجه گیری :

سرازیر شدن نسخه های غربی در اقتصاد و بازاریابی و تبلیغات و ترجمه ای بودن این علوم به خصوص در مباحث نظری در حیطه ی اجرا در مواردی هنجارها ، باورها و ارزشهای اخلاقی مطلوب جامعه ما را به چالش کشیده است.بطوریکه بازگشت به کامل به این ارزشها ممکن نیست.

اما انجام چنین مقایسه هایی میان مولفه های موثر بر اخلاق در بازارهای سنتی و مدرن در ابعاد وسیعتر دانشگاهی و نظری که قابلیت ارائه مدلی عملی و قابل اجرا و منطبق بر ویژگی های اخلاقی و سازگار با اقتصاد علمی را داشته باشد از میزان بیگانگی ما با شیوه های نوین و نا مأنوس می کاهد و پی می بریم که دراین زمینه هم دستهای ما خالی نیست.

«ثلاث تخرق الحجب و تنتهی الی مابین یدی الله : صریراقلام العلماء و وطی اقدام المجاهدین و صوت مغازل المحصنات»

"«سه صداست که حجابها را پاره می کند و به پیشگاه باعظمت خدا می رسد : صدای گردش قلمهای دانشمندان به هنگام نوشتن و صدای قدمهای مجاهدان در میدان جهاد و صدای چرخ نخ ریسی زنان پاکدامن .»

الشهاب فی الحکم والاداب : صفحه 22

نوشته شده توسط ش.ا در |